جمال الدين محمد الخوانساري
228
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
خواهش افروختهء شهوت بر مىانگيزد بر تلف مهجه ، يعنى خون يا روح يعنى خواهش چيزى هر گاه افروخته شود يعنى شديد گردد ، بسيارست كه بر مىانگيزد آدمي را بر كارى كه باعث تلف خون أو يا روح أو گردد پس بايد كه در حذر بود از آن وأصلا راه خواهشها بخود نبايد داد ، ومراد به « تلف مهجه » هلاك اخروى نيز تواند بود . 5900 ضلال الدّليل هلاك المستدلّ . گمراهى راهنما هلاكت راه جوست . مراد اينست كه : بايد براهنمائى متوسل شد كه احتمال گمراهى در أو نرود ، واگر نه گمراهى أو باعث هلاك راه جو نيز گردد . 5901 ضياع العقول في طلب الفضول . ضايع شدن عقلها در طلب كردن زيادتيهاست يعنى زيادتيها كه در كار نباشد مانند بعضي علوم كه در دانستن معارف دينيه در كار نباشد وضايع شدن عقل به آنها باعتبار اينست كه مشغول شدن به آنها باعث اهمال در أمور ضرورية شود واگر بالفرض نشود بقدر اشتغال به آنها عقل ضايع شود وبعبث صرف شود آن هم بايست كه صرف شود در علومى كه بكار آيد چه ظاهرست كه نظر در آن علوم را انتهائى نباشد هر چند كسى زيادة نظر كند در آنها معرفت أو كاملتر گردد ودين أو قويتر شود . 5902 ضلّة الرّأى تفسد المقاصد . گمراهى رأى يعنى خطا وغلط در آن فاسد مىسازد مقصدها را ، ومراد اينست كه صلاح وفساد كارها منوط بصلاح وفساد رأى وانديشه است پس در هر كار كمال سعى بايد در تحصيل رأى وانديشهء درست بتفكر وتأمّل تامّ ومشورت با عقلا ومانند آنها . وممكن است كه مراد به « گمراهى رأى » فساد مذهب واعتقاد باشد واين كه گمراهى آن باعث فساد همهء طاعات گردد .